الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

140

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

نباشى و نبايد با سرگين حيوانات و استخوان برخورد كند و در آب راكد ادرار نكنى ! » « 1 » 16 - منهال بن عمر مىگويد : معاويه از حسن بن على عليهما السلام خواست تا منبر برود و نسب خودش را بيان كند ، امام عليه السلام منبر رفت و حمد و ثناى الهى را گفت ، سپس فرمود : « اى مردم ! هر كه مرا مىشناسد كه مىشناسد ، و هر كه نمىشناسد ، من خودم را براى او معرّفى مىكنم ، شهر من مكه و منى است ، و من فرزند مروه و صفايم ، منم پسر پيامبر مصطفى و منم فرزند آن كسى كه قله‌هاى كوههاى بلند را فتح كرد ، و منم پسر آن كه زيبائيهاى چهرهء او را شرم و حيا پوشانده بود ، منم پسر فاطمه سرور زنان منم فرزند بانوانى كه كمترين كاستى را داشتند . » در اين بين مؤذّن شروع به گفتن اذان كرد و گفت : اشهد ان لا إله الّا اللَّه و اشهد انَّ محمداً رسول اللَّه ! امام عليه السلام رو به معاويه كرد و گفت : « آيا اين محمد پدر من است يا پدر تو ؟ ! اگر بگويى پدر من نيست كافر شده‌اى ! و اگر بگويى آرى پس به فضيلت من اقرار كرده‌اى » سپس فرمود : « قريش به تمام قبايل عرب افتخار مىكند كه محمد از آنهاست و عرب بر عجم افتخار مىكند كه محمد از ماست ، همه آنها در پى حق ما هستند در حالى كه حق ما را به ما باز نمىگردانند ! » « 2 » 17 - پادشاه روم نامه‌اى به دربار معاويه نوشت و سه مسأله را از او پرسيد : از مكانى كه وسط آسمان قرار گرفته باشد ، از اوّلين قطرهء

--> ( 1 و 2 ) - مناقب : 2 / 152 .